این هفته تا پنجشنبه روزنامه نداریم . در واقع این توقف اجباری باعث شد اندکی از وقت و زندگی لذت ببریم. هر چند از پنجشنبه تلافی می شود. قرار است از ابتدای دیماه به صورت سه شماره در هفته منتشر شویم. چون مهلت انتشار به صورت دو شماره در هفته كه از ابتداي دوره جديد درخواست كرده بوديم، تا پایان آذر بوده و اکنون به ارشاد نامه نوشته ایم که تا پايان سال خاتم يزد به صورت سه شماره در هفته منتشر مي شود و اميدواريم با موافقت ارشاد يزد و وزارت ارشاد ، فرصت حيات ما تمديد شود. کاش امکان داشت به صورت روزانه شروع کنیم ، البته به نوعی جبران کرده ایم. همراه به هر شماره ضمیمه هایي اغلب چهار صفحه ای درباره کنکور، مدرسه ، سلامت، ورزش ، رايانه و اينترنت ، روستا و بازار منتشر مي شود. براي روزهاي پيروزي انقلاب هم در تدارك ويژه نامه مفصلي هستيم. اگر ممكن باشد براي بازي استقلال و پيروزي با شهيد قندي در يزد هم ويژه نامه اي منتشر مي كنيم. از سوي ديگر چند ويژه نامه هم با محورهائي چون مساجد، حقوق بشر ، اردكان، روحانيت و تحزب و چهره ها در دستور كار داريم. اما مهمتر از همه در تدارك ويژه نامه خيلي مفصل و متفاوتي براي نوروز هستيم. خلاصه اينكه پس از دو سه روز استراحت ، سه ماه فشرده كاري را در پيش رو داريم. اميد كه بتوانيم اين كارها يا حداقل ۶۰ درصد آنها را انجام بدهيم. اما غرض از اين مطلب : خيلي از دوستاني كه عرضه نوشتن دارند ، بي حوصله شده اند و بي تفاوت. نمي دانم چه بايد كرد؟ در وضعيت كنوني نوشتن و بازخواني آنچه گذشت و توضيح آنچه مي گذرد ، بسيار مفيدتر از بيكاري و بي توجهي است. ما هميشه اهل حداقل ها بوده ايم و از حداكثر بي بهره، پس چون هميشه از همين حداقل توان ، يعني نوشتن، نگذريم.
یکی از دوستان تماس گرفته بود که شما نباید درباره مصاحبه آقای شایق مطلب می نوشتی و اگر هم می نوشتی نباید درباره مسائل جوادالائمه توضیح می دادی. پاسخ من این بود که من واقعا به گفته های آقای شایق اعتراض داشتم و چون منصفانه نبود بخشی را نقد کنم و بخش دیگر را به صرف اینکه نزد آقای سفید کار می کنم و از وي انتقاد شده، مسكوت بگذارم ، در اين باره هم پرسش هائي مطرح كردم . من همه حرف هاي آقاي شايق را مي پذيرم ولي سوال مي پرسم كه چرا اين موارد را مستند و دقيق اعلام نمي كنند . و يا اينكه چرا متخلفان را به مراجع قضائي و امنيتي معرفي نمي كنند. و اساسا نظامي كه برخي چهره ها بنا به گفته آقاي شايق اينقدر راحت و در ساليان طولاني به رانت خواري مشغولند و جمعي ديگر به پرده پوشي ، چه چيزي براي عرضه دارد و چه جائي براي دفاع. يا اينكه در بحث ترمينال كه گزارش اتلاف منابعش و هشتصد ميليون تومان پول بلاتكليف هزينه شده در آن را چهار سال پيش براي روزنامه جام جم نوشتم ، پرسيدم اگر واقعا به خاطر زمين هاي اقوام مهندس سفيد و يا كس ديگري بوده است، چرا اكنون تكميل مي شود . آن زمين ها چه شد . آيا شهرداري دست روي دست گذاشت و چهار سال به متخلفان اجازه داد كه زمين ها را بفروشند و اكنون هم وام بگيرد و آن پروژه را تكميل كند.
اگرچه نه اجازه دارم و نه اطلاعات كافي ولي براي رعايت انصاف درباره بخش ديگري از اظهارات آقاي شايق يعني رانت خواري تغيير كاربري و ساخت و ساز هاي جواد الائمه ، سوالات و توضيحاتي مطرح مي كنم.. گفته اند كه آنقدر ساختمان ساخته اند كه جائي براي پاركينگ نمانده . احتمالا ايشان همانگونه كه تا كنون سينما نرفته اند ، تا حالا صفائيه نيامده اند و يا به نقشه هاي موجود نگاه نكرده اند و گرنه متوجه مي شدند كجا پاركينگ است و شهرداري براي آنجا چه كرده است. هر چند در شرايط كنوني همكاران دفتر فني جوادالائمه آمادگي دارند در اين زمينه ايشان را راهنمائي كنند. از سوي ديگر گفته اند كه اين منطقه نياز به اينهمه واحد آموزشي ندارد. احتمالا ايشان فكر مي كنند در هر آپارتمان اين ناحيه فقط يك نفر زندگي مي كند. براي روشن شدن بهتر موضوع ايشان مي توانند در هنگام ثبت نام يك نفر تلفنچي مثلا در دبستان جوادالائمه مامور كنند تا بفهمند كه روزانه به چند نفر بايد نه بگويند و عذرخواهي كنند. و اخر اينكه گفته اند در هنگام تغيير كاربري رانت خواري هاي بزرگي اتفاق افتاده است. در اين چندسال ايشان كه كره مريخ نبوده اند، در شهرداري و شوراي شهر بوده اند. مدارك هم نزد ايشان موجود است. چرا مستند و دقيق افشا نمي كنند كه چند متر ، با مجوز چه كسي و كجا رانت خواري شده است. آيا در اين زمينه احساس مسئوليت نكرده اند و اگر اين جرم ها را پوشانده اند ، خود مجرم نيستند. چرا تا كنون رانت خواران را به دستگاه قضائي معرفي نكرده اند؟ آيا از اينهمه رانت، دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي خبر ندارند و اگر دارند چرا متخلفان را احضار نمي كنند؟ و اينكه چرا در پايان مصاحبه براي يك نفر كه مي شناسند ، آرزوي مثبت مي كنند و براي ديگران آرزوي برخورد.
شهردار يزد در مصاحبه با ايسنا به اين واقعيت ها اشاره كرده اند: با وجود تلويزيون كه ۶ كانال با برنامه هاي سرگرم كننده دارد ! و ماهواره و اينترنت كه براحتي مي توان در منزل از خدمات ان استفاده كرد ! مردم ترجيح مي دهند در خانه بمانند و سينما نروند ! همانطور كه ايشان و خانواده محترمشان بعد از انقلاب به سينما نرفته اند. چند سوال: ۱- ليست برنامه هاي سرگرم كننده بويژه شبكه يزد را اعلام كنند. ۲- توضيح دهند كه چگونه براحتي مي توان از ماهواره و خدمات آن در منزل استفاده كرد . آيا اين نعمت عمومي است و يا فقط بعضي مي توانند از رانت هاي اينچنيني بهره گيرند. ۳- مگر سينماي بعد انقلاب چه بدي دارد كه برخي ترجيح مي دهند به سينما نروند . يعني فيلم هايي كه ماهواره ها پخش مي كنند، اسلامي تر و بهداشتي تر هستند؟ اما نكته مهم ديگر كه شهردار محترم در هيبتي فيلسوف مابانه مثل فوكوياما كه از پايان تاريخ سخن گفت، درباره پايان سينما سخن گفته اند. فرض كه درست گفته اند . در دنياي فردا كه اينترنت و ماهواره در همه جا قابل دسترسي هستند ، آقاي شايق و دوستانشان چه چيزي براي عرضه به ايراني ها و جهانيان دارند. شايد گلچيني از برنامه هاي سرگرم كننده خدمات بي نظير شهرداري يزد در آسفالت خيابان ها ، خدمات عمومي و فضاي سبز.
چندي پيش با دوستان ايسنا صحبت مي كردم. از مصاحبه اي كه با آقاي شايق ( مصاحبه در لينك هاي سمت چپ است) انجام داده بودند ، مي گفتند و درخواست مصاحبه با آقاي سفيد درباره اظهارات آقاي شايق را داشتند. درخواست آنها و گفته هاي آقاي شايق را با آقاي سفيد در ميان گذاشتم . اعتقاد داشت كه آقاي شايق مرد خوب و زحمتكشي هستند و ممكن است در اين مورد دچار اشتباه برداشت شده باشد . اما دو سوال در ذهنم است كه بايد از آقاي شايق بپرسم. چهار سال پيش براي گفتگوئي درباره ترمينال يزد ازايشان نظر خواهي كردم. در آن زمان عضو شوراي شهر بودند. گفتند كه بردن ترمينال به بيرون از شهر كار آقاي سفيد بوده . اقوام ايشان در آن اطراف زمين دارند و ترمينال را در اينجا ساخته اند كه آن زمين ها گران شود. آن زمان موضوع را به آقاي سفيد گفتم، همين پاسخ امروز را درباره آقاي شايق دادند. كاش آقاي شايق جواب مي دادند كه تكليف آن زمين ها و ترمينال چه شد. آيا ايشان و دوستانشان عرضه نداشتند كه دراين چهارسال افشاگري حداقلي درباره ترمينال و زمين هاي مربوطه بنمايند. نكته بعد اينكه چندي پيش خانم يادگار مي گفت يك ميليارد و دويست ميليون تومان براي تكميل پروژه ترمينال وام گرفته شده و قرار است اينكار انشاء الله تمام بشود. يعني اينكه انشاءالله همه زمين هاي كه آقاي شايق ادعا داشتند مربوط به اقوام اقاي سفيد است ، ختم به خير مي شوند و باني اين كار هم شهرداري و شوراي شهر است.
یکی از دوستان زنگ زده بود که شنیدی احمدی نژاد ترور شده . گفتم : نه. گفت: تروریست ها حمله کرده اند و یکی از محافظان رئیس جمهور و راننده ایشان کشته شده اند. گفتم: ولی روزنامه جمهوری اسلامی نوشته بود که این دو نفر از گروه محافظان پیشروی رئیس جمهور بوده اند که معمولا یکی دو ساعت زودتر و برای بررسی وضعیت راه های بین شهری مسیر رئیس جمهور حرکت می کنند . گویا بدون هماهنگی با نیروی انتظامی حرکت کرده اند و در راه هم با اشرار درگیر شده و دو نفر کشته شده اند. گفت: فعلا در جامعه این خبر پخش شده است که به جان رئیس جمهور سوء قصد شده است ولی تروریست ها موفق نشده اند. چیزی برای گفتن نداشتم .
یادمان هست هر وقت آقای خاتمی سفر می رفت فقط درباره درگذشتگان، شعرا ، آثار تاريخي و شخصيت ها ي شهر مورد نظر صحبت مي كرد و كمتر پيش مي آمد كه درباره مسائل ملي و بين المللي صحبت كند. در حالي كه مثلا ديده بودم بوش در مراسم بوقلمون خواري همراه با آتش نشانان درباره استراتژي نظامي آمريكا در خاورميانه صحبت مي كند. منظور اينكه صحبت هاي اخير احمدي نژاد در زاهدان درباره انتقال اسرائيل را بايد به فال نيك گرفت. به نظر من عليرغم همه برتري هاي محتوايي سخنان خاتمي ، از جنبه اجرائي و مديريتي احمدي نژاد بهتر از خاتمي صحبت مي كند. اينكه در عمل هم اين برتري اتفاق افتد ، اندكي صبر لازم دارد.
دو سه شب پیش خبرنگار تلویزیون با یکی از وزرای آقای احمدی نژاد درباره تامین امنیت سیستان و بلوچستان سوال می کرد. پاسخ کوتاه و قاطع بود: نیروی انتظامی با همکاری استانداری دست متجاوزان را قطع می کند. ساعاتی بعد خبر رسید که تیم محافظان پیشروی رئیس جمهور در جاده زابل با اشرار درگیر شده و راننده و یکی از محافظان رئیس جمهور کشته شده اند.
از آغاز ديماه قرار است كه خاتم يزد به صورت سه شماره در هفته منتشر شود. از لحاظ گرافيكي نيز تغييراتي صورت مي گيرد . همچنين از هشتم ديماه ، همراه هر شماره، يك ضيميمه چهار صفحه اي سياه و سفيد البته در قطع كوچكتر، منتشر مي شود. اين ضميمه ها حوزه هائي چون مدرسه ، كنكور ، سلامت ، رايانه، اينترنت ، ورزش ، پزشكي و تغذيه را دربرمي گيرند. قصد انتشار ضميمه اقتصادي هم داشتيم كه به علت كمبود نيرو فعلا صرفنظر كرده ايم. ويژه نامه فرهنگي و ادبي هم به علت عدم امكان جذب آگهي و تامين هزينه فعلا از برنامه حذف شده است . چون هر كدام از ضميمه ها و به عبارت بهتر ، مسئول هر كدام از اين ضميمه ها بايد هزينه انتشار را از طريق جذب آگهي ها مربوطه جذب كند كه در حوزه فرهنگ و ادبيات كمتر احتمالي براي جذب آگهي وجود دارد . راستي در ضميمه رايانه ، بخشي ويژه وبلاگ ها خواهيم داشت كه همه بلاگرها را پوشش خواهد داد. البته اميدواريم هركس كه علاقه به نوشتن دارد بویژه وبلاگ نویس ها دراين زمينه ما را ياري كنند. و آخراينكه بنا داريم خاتم يزد را تا پايان سال اگر مشكل قانوني نداشته باشد ، به صورت سه شماره در هفته منتشر كنيم و سال بعد انتشار روزانه را دنبال كنيم. خيلي رويايي بود . اميدوارم بتوانيم.
يزدنيوز از انتخاب حجه الاسلام ابوئي و استاد شايق به عنوان مشاور استاندار در امور ائمه جمعه و روحانيت و مشاور فرهنگي خبرداده است. گمان مي كنم نقش و حضور اين دو چهره در كابينه استاندار يزد به ترتيب چيزي مثل نقش و حضور زريبافان و هاشمي ثمره در كابينه احمدي نژاد باشد. به عبارت دقيقتر ، در زمان احمدي نژاد هم دولت در دولت خواهيم داشت. با اين تفاوت كه در زمان خاتمي دولت در حاشيه قوي تر و مخالف با دولت قانوني بود و در زمان احمدي نژاد ، دولت در حاشيه قوي تر و موافق دولت قانوني است.
۱- فرض کنیم همه حرف های رئیس جمهور محترم درست باشد. پرسش من این است که این حرف های درست با تکیه برکدام پشتوانه سیاسی و اقتصادی بیان می شود. بهتر نیست ما ابتدا چند شریک پیدا کنیم ، بعد وارد معاملات بزرگ شويم. يا اينكه واقعا سنجيده مي شود كه هزينه اين حرفها چيست و فايده آن كدام است؟
۲- برخي طرفداران رئيس جمهور تصور مي كنند بعضي حرف ها مثل انتقال اسرائيل براي نخستين بار مطرح مي شوند و تا كنون كسي جرات و هوش طرح چنين حرفهائي را نداشته است. ولي به عنوان مثال همين طرح انتقال اسرائيل حدود ۱۵ سال پيش توسط قذافي بيان شد ولي بدليل هزار و يك دستگي جهان عرب راه به جايي نبرد. خواندن تاريخ براي درك بيشتر مسائل يكي از بهترين روش ها و البته هشدارهاست.
معاون اول رئيس جمهور در بخشنامهاي به كليه دستگاههاي اجرايي كشور و نهادهاي انقلاب اسلامي بر ضرورت انتخاب مديران كليه استانها با هماهنگي استانداران تاكيد كرد. اين خبر واقعا مي تواند مسبب يك انقلاب در ساختاري اداري كشور باشد. همچنين بر اساس تبصره (1) اين مصوبه چنانچه بين استانداران و وزير با بالاترين مقام دستگاه ذيربط در خصوص نصب مديران استان اختلاف نظر وجود داشته باشد، به منظور حل اختلاف هياتي مركب از وزير كشور، وزير با بالاترين مقام دستگاه ذيربط و يكي از معاونين رئيس جمهور ظرف مدت يك ماه تشكيل و اتخاذ تصميم خواهند نمود. شكي نيست كه اگر اين بخشنامه اجرا شود ، در كوتاه مدت بخشي از نقش و هيبت استانداران باز خواهد گشت و آنها از سمت يك هماهنگ كننده به يك مدير عالي تبديل مي شوند. نكته مهم البته ميزان دقت استانداران در انتخاب مديران و قاطعيت در مواجهه با آنهاست. نمي دانم آقاي عاصي از اين فرصت بهره كافي را خواهد برد و يا محافظه كاري و قبيله گرايي موجود در سياست يزد، او را نيز تسليم خواهد كرد
فردا نيوز گزارش داده است كه با تصويب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در صورت ادامه مسوولیت برخی از اعضای شورای شهر تهران در هیات دولت اداری ، این افراد از عضویت در شوراهای اسلامی مستعفی شناخته می شوند. دراين صورت عضويت مهدی چمران، نسرین سلطانخواه و داود زریبافان در شوراي شهر ، اگر از سمت های خود در دولت استعفا ندهند،منتفي خواهد شد. اين اتفاق خوب يك پيامد بد هم خواهد داشت. به ادامه خبر توجه كنيد. بر اساس قرائن موجود، چمران از سمت مشاور رئيس جمهور استعفا خواهد داد اما سلطانخواه و زريبافان احتمالا ماندن در دولت را به حضور يكساله در شورا ترجيح خواهند داد. پيش بيني مي شود سيد مصطفي تاجزاده عضو علي البدل شوراي شهر تهران ظرف چند هفته آينده به عنوان عضو اصلي در جلسات شوراي شهر حضور يابد. واقعيت اين است كه در سال هاي اخير اين جمله معروف كه خواستيم كار كنيم ولي نگذاشتند ، ورد زبان ها شده است . رفتن تاجزاده به شوراي شهر نيز ممكن است باعث شود در آينده نزديك اصولگرايان اين بهانه مسبب همه ناكامي ها بدانند. از اين رو كاش تاجزاده از رفتن به شوراي شهر صرفنظر كند و يا ماده قانوني و حتي غيرقانوني پيدا شود كه ورود او را غير ممكن كند.
۱- به این خبر که مربوط به ده روز پیش است ، توجه کنید: احمدينژاد در جمع مردم ایلام در مورد وضعيت بورس گفت: شركتهايي كه در دست دوستان خودشان بود بورس را ناجوانمردانه تحت تاثير قرار دادهاند و بازار را شكستند. اظهار ميكردند كه وضعيت نابسامان بورس به خاطر مسائل هستهاي است، اما از روزي كه يك جوان پرتلاش، مسئول بورس شده است هر روز شاخصها رشد كرده و بهبود مييابد؛ حالا ديگر آنها نميگويند كه اين كار دولت است ميگويند چون راي آژانس عليه ما نبوده وضع بهبود يافته است.
- 2اما خبر دوم كه مربوط به وضعيت بورس ديروز است: طي مبادلات امروز، بخشي از سهام 194 شركت در تالارهاي بورس اوراق بهادار مورد دادو ستد قرار گرفت و در اين بين، قيمت سهام 10/70 درصد از اين شركتها با كاهش مواجه بود. به عقيده كارشناسان بخش عمده اين كاهش به سبب اظهارات رئيس جمهور در كنفرانس اسلامي و موضع گيري اغلب كشورهاي مهم جهان عليه اظهارات ايشان است.
چهارشنبه عماد بهاور تماس گرفت. از ميرافضلي گفت. همان خبرنگار يزدي ايرنا كه در سانحه هوائي جان باخت. روحيه و اخلاق ميرافضلي را ستودني مي دانست و از اين حادثه بسيار غمگين شده بود . مي گفت مير افضلي نسبت به يزد خيلي تعصب داشت. صدا و سيما هم انصافا در اين چند روز مايه گذاشت و اين حادثه را پوشش خبري داد. ولي اي كاش مديريت صدا و سيما هميشه اينگونه با شفافيت تمام در پي ريشه يابي يك حادثه بود و پيگيري مي كرد. برخي اعتقاد دارند اگر بچه هاي صدا و سيما در اين كاروان نبودند ، اين حادثه نيز در يكي دو روز به فراموشي سپرده مي شد. اميد كه چنين نباشد و صدا و سيما تا انتها اين ماجرا را پيگيري نمايد. هرچند به نظر مي رسد اگر چنين نكند ، بچه هاي روزنامه نگار مانند تحريريه همشهري سخت دنبال ماجرا هستند. به اطلاعيه آنها توجه كنيد: پس از وقوع حادثه تلخ سقوط هواپيما اطلاعات دقيقي درخصوص مسائل مربوط به اين حادثه به روزنامه رسيده است. از جمله اظهارات كاركنان خدوم و پرتلاش برج مراقبت فرودگاه كه منكر تقصير خود و شايعه موجود هستند و از مسائل ديگري سخن مي گويند. روزنامه همشهري ضمن حفظ محرمانه منابع اين اطلاعات به دليل حساسيت شرايط در حال حاضر از انتشار آنها تا زمان اعلام نتيجه قطعي اقناع كننده افكار عمومي خودداري مي كند .طبيعي است در صورتي كه اين بار نيز بدون پيگيري جدي مقصران، چون هميشه پاسخهاي فرمايشي و بي حاصل به افكار عمومي عرضه شود روزنامه همشهري به وظيفه حرفه اي خود بدون ملاحظه عمل خواهد كرد.
ديشب در جلسه سخنراني بديعي ، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت كه در منزل يكي از اعضاي شاخه يزد برگزار شده بود ،شركت كردم. سالياني هم درباره اين جلسه و سالگرد مشارکت در یزد نوشته است.حدود ۹۰ نفر شركت كرده بودند. اكثرا جوان و دانشجو. با توجه به عدم اعلام عمومي و فضاي سياسي راكد كنوني و سابقه نشست هاي جبهه مشاركت ، تعداد خوبي گرد هم آمده بودند. در سوالات هم معلوم بود كه دغدغه هاي دوران اصلاحات همچنان پابرجا و افزونتر هم شده اند. معلوم نيست كه جبهه مشاركت و يا ساير احزاب اصلاح طلب بتوانند اين دغدغه ها را نمايندگي بكنند و اين پتانيسل ها را سازماندهي كنند يا خير؟ جلسه شب گذشته به نظر من يك نشانه خوب بود براي علاقمندي اعضاي مشاركت براي هدفمند سازي برنامه هايشان و حركت هائي رو به جلو و تازه. اكنون جبهه مشاركت شايستگي همكاري و جذب نيروهاي تازه را دارد. چون دست از قدرت كشيده و محتوي حركت هاي اصلاح طلبانه اش ، نسبت به زماني كه در قدرت بود ، شرافتمندانه تر است.
در خبرها آمده بود که برنامه چهارساله استان ایلام در جلسه سه ساعته هیئت دولت به تصویب رسید. بگذریم از کیفیت مصوبات جلسه و ضمانت اجرائی آنها. پرسش مهم تر این است که آیا این مصوبات در چهارچوب برنامه چهارساله کشور، چشم انداز بيست ساله و بودجه سالانه كشور است. و آيا واقعا ممكن است در يك جلسه سه ساعته اينهمه مصوبه تائيد و با ساير برنامه ها و مصوبات قانوني كشور تطبيق داده شوند. بررسي سمت هاي وزراي دولت احمدي نژاد نشان مي دهد جمع زيادي از آنها در هشت سال قبل در رده هاي ارشد حاكميت حضور داشته اند. اين توان فوق العاده آيا پيش از در ايشان وجود نداشت و يا اكنون خبر ديگري است. شايد هم چنين باشد. ولي براي مثال مي شود كارنامه وزير بهداشت در بيمارستان نمازي شيراز ، كارنامه وزير علوم در شوراي شهر كرمان يا كارنامه وزير اقتصاد در مجلس را بررسي كرد و پاسخ هاي روشن تري گرفت.
امروز، روز مجلس است. متاسفانه به دلیل مشکلاتی که پیش آمد علیرغم نظر مساعد دکتر پاکنژاد و حجه الاسلام یحیی زاده ، نتوانستيم با هيچ يك گفتگو كنيم. البته كاش نمايندگان يزد در مجلس هفتم امروز يك كنفرانس مطبوعاتي ترتيب مي دادند و درباره اين روز و همچنين كارهائي كه انجام داده اند، پيشنهادات و برنامه هاي آينده و مسائل استان به گفتگو مي نشستند. ولي انگار فعلا از اين كارها خبري نيست. چه كه استاندار جديد هم پس از گذشت يك ماه تا كنون ديداري با خبرنگاران نداشته است. روابط عمومي استانداري هم تقريبا تعطيل است.
امروز ، روز جهاني ايدز است. بر اساس آخرين آمار رسمي ، 11930 تن از شهروندان ايراني به ايدز مبتلا شده اند . اين آمار از رشد صد در صدي اين بيماري ، نسبت به سال 82 در کشور حکايت مي کند. از سوي ديگر به گفته كارشناسان براي دستيابي به رقم دقيق ايدز بايد آمار رسمي را هفت برابر كرد. يعني تعداد مبتلايان به ايدز در ايران ، ۷۳۵۰۰ نفر مي باشد. در يزد هم آمار رسمي ، ۶۵ نفر اعلام شده است. و غير رسمي ، ۴۵۰ نفر. يكي از دوستان از سرنوشت يك بيمار مبتلا به ايدز سخن مي گفت كه روزگار آوارگي را در چادري در اطراف يكي از شهرهاي يزد از سر مي گذراند. شايد بتوانيم در آينده نزديك با اين شخص گفتگو كنيم. اميدوارم اجازه انتشارش را هم بگيريم. قرار است ويژه نامه اي هم در اين زمينه منتشر كنيم. دوستان اهل قلم مي توانند در اين ويژه نامه نوشته هايشان را ارائه كنند يا اينكه اگر سوژه جالبي دارند ، ارائه دهند. تا دوشنبه وقت داريم.
در خبر ها آمده بود كه در سال خوشامدگوئي به يزد ، ۲۶ آژانس گردشگري يزد حتي يك تور ورودي ندارند و همه به دنبال جذب گردشگر براي كشورهاي ديگر هستند. البته بيشتر سوريه و عراق. امروز در شهر دقت كردم كه ببينم آيا نشاني از اينكه امسال سال خوشامدگوئي به يزد است ، ديده مي شود. هيچ نبود. حتي يك تابلو ، يك پارچه . در ورودي شهر هم چيزي به چشم نمي خورد. سايت هاي فارسي و انگليسي را هم بررسي كردم. بازهم هيچ خبري نبود. واقعا كه!!
امروز ساعت ۴ جلوي سينما ايران رفتم. بالاي در سينما پارچه كوچكي نصب كرده بودند كه فيلم آكواريوم با حضور ايرج قادري نقد و بررسي مي شود. خبري نبود. بيست دقيقه اي ايستادم. ده نفر وارد سينما شدند. دوستي مي گفت چون نتوانسته اند ، تبليغ كنند ، كسي نيامده است. دوست ديگري مي گفت : اسطوره ها مرده اند. راستي ! امروز چيتي هم مرد. براي مرگ او هم نشاني از عزا در شهر نديدم. او هم بزرگ بود. ولي انگار شهر بزرگ تر شده است، خيلي بزرگ!. آنقدر كه رفتن چيتي و يا آمدن ايرج قادري ، ردي از خود در چهره شهر بر جاي نمي گذارد. نه كسي ترمز مي كند ، نه كسي منتظر مي ماند و گاه حتي رو هم بر نمي گردانند كه ببينند چه شده است. مانده ام كه اين خوب است يا بد؟!
همكاران ما در هفته نامه يزد امروز چندي پيش درباره تجليل از يك چهره هنري استان يزد ، انتقادي مطرح نمودند و بعد هم از اين انتقاد نابجا دفاع كردند. اين تجليل توسط اداره كل فرهنگ و ارشاد استان برگزار شد. يزدامروز در روزهاي اخير هم در قالب يك لحظه تامل و به بهانه انتقاد نمايندگان مجلس از معرفي آتشي به عنوان چهره هاي ماندگار ، به اين موضوع پرداخته بود. اما ابطحي در وب نوشت به مناسبت شهادت امام صادق مطلبي نوشته بود كه چندان بي مناسبت با مطالب بالا نبود: سید حمیری یکی از شاعران نام آور بود. وقتی عموی حضرت صادق علیه السلام به شهادت رسیده بود، یکی از یاران، شعر سید حمیری را برای حضرت خواند. امام صادق فرمودند خدا او را رحمت کند. ظاهر بینی از اصحاب گفت سید حمیری شرابخواری حرفه ای بوده. امام فرمودند می دانم، ولی خدا بزرگتر از آنست که هنرمند شاعری که در محبت علی چنین نکو می سراید را نیامرزد.الغدیر. جلد دوم. صفحه 318
ديروز از فلكه دوم صفائيه كه رد مي شدم ، متوجه شدم پايگاه مقاومت صفائيه و روابط عمومي شهرداري يزد ،يكي از ايستگاه هاي مطبوعاتي را احياء كرده اند. وجود ايستگاه هاي مطبوعاتي به نظر من مي تواند كمك شاياني به گسترش فرهنگ روزنامه خواني و يا حداقل معرفي رسانه هاي مكتوب بكند. اميدوارم روابط عمومي شهرداري با كمك ديگر پايگاه ها ، مساجد و يا نهادهاي ديگر اين اقدام را در سطح شهر گسترش دهد و بخشي از آن را نيز به نشريات محلي اختصاص دهد.
بي بي سي گزارش داده است كه سازمان بهداشت جهانی در اولين مطالعه جهانی خود درباره خشونت عليه زنان نتيجه گرفته است که در هر ۱۸ ثانيه يک زن مورد حمله يا بدرفتاری قرار می گيرد و حتی باردار بودن چندان زنان را از خشونت مردان مصون نگه نمی دارد. براساس اين گزارش سازمان بهداشت جهانی می گويد که اثرات خشونت خانوادگی بر سلامت زنان، صرفنظر از محل سکونتشان، قابل توجه است. اين مطالعه طی هفت سال صورت گرفته و ۲۴ هزار زن از آسيا، آفريقا، اروپا و آمريکای لاتين در آن شرکت داشته اند. اين تحقيق قبلا در آمريکای شمالی صورت گرفته بود.سازمان بهداشت جهانی خواستار اقدام فوری عليه خشونت خانوادگی شده است. در بخشي ديگري از تحقيقات مشخص شده است كه يک ششم زنان به دست شوهر يا شريک زندگی خود قربانی خشونت شده اند. مينو نوشته بود اين شعار روز جهاني نفي خشونت عليه زنان است:NOt a minute more (يعني نه حتي يك دقيقه ديگر). شعار درستي است. به آمار دقت كنيد. هر ۵/۱ دقيقه ، ۵ زن و هر ساعت ۲۰۰ زن مورد بدرفتاري و خشونت قرار مي گيرند.
چند روز پیش دوستان باشگاه خبرنگاران جوان گزارش تصويري از یک دختر نوجوان یزدی تهیه کرده بودند که می توانست بدون نگاه کردن به ساعت ، زمان را به طور دقيق اعلام كند. خبر مكتوبش را براي ما فرستاده بودند. بچه هاي تحريريه بويژه دو نفري كه با باشگاه همكاري مي كنند ، مخالف درج خبر بودند . مي گفتند قرار بوده اينها گزارش مكتوب تهيه كنند و باشگاه گزارش تصويري. بالاخره دختر نوجوان را دعوت كرديم و در حد يك عكس و چند جمله به انعكاس خبر پرداختيم. روز بعد از صدا و سيماي مركز يزد تماس گرفتند و شماره خانواده آن دختر را خواستند. بعد هم گزارشي تهيه شد و اكنون ( ديروز و امروز) شبكه هاي ملي آن را پخش مي كنند. خوب اين اتفاق زور يك رسانه را نشان داد. بنده خدا بچه هاي باشگاه خبرنگاران جوان كه زير مجموعه صدا و سيما هم محسوب مي شوند يك هفته اي مي شود كه اين گزارش را تهيه كرده اند ولي كسي به آن توجه نكرد. حتي صدا و سيماي مركز يزد شماره تلفن را از ما گرفتند. خوب ! كاش مي شد صدا و سيماي مركز يزد به بچه هاي جوان باشگاه خبرنگاران توجه بيشتري مي كرد . مطمئن هستم در اين صورت شاهد تهيه گزارش ها و برنامه هاي بهتري هستيم.
به اين خبر توجه كنيد: ابوالقاسم عاصی با دعوت از حسینعلی فلاح فرماندار یزد در محل استانداری خبر برکناریش را به وی اطلاع داد. به گزارش خبرنگار " یزد نیوز " و به نقل از منابع نزدیک به استاندار یزد وی قرار است محمود عظیمی نیا را به عنوان فرماندار جدید یزد منصوب نماید. خوب! انتصاب هاي تازه اي هم در راه است. برخي مديران هم بايد بروند. ولي واقعا آنها بايد منتظر بمانند تا بركنارشان كنند. كاش برخي از مدعيان اصلاح طلب اندكي از فاطمه عباسقلي زاده ياد مي گرفتند . در اين صورت ، هم اندكي شخصيت سياسي از خود نشان مي دادند و هم اينكه مديران جديد را دچار دردسر نمي كردند. فكر مي كنم در يكي دو هفته آينده به راحتي مي شود برخي مديران دوم خردادي را به چشم ديد كه براي ماندن روي صندلي قدرت حاضر به پذيرش هرگونه مرامنامه و اساسنامه اي هستند.
امروز صبح برای دیدن تئاتر بوی تلخ بهشت به سالن تئاتر واقع در بلوار دانشجو رفتم. استقبال خوبی شده بود. با توجه با اینکه ساعت ۱۱ و در ساعت اداری، تئاتر اجرا می شد ( و البته این برنامه ریزی درستی نیست) ، سالن كاملا پر شده بود و برخي ايستاده تماشا مي كردند. بوي تلخ بهشت ايده خلاقانه اي داشت. نبرد خير و شر با بازخواني و يا ساختارشكني روايت هابيل و قابيل. متن ضعيف بود . ديالوگ هاي تكراري، گاه به كلي نمايش را از جذابيت تهي مي ساخت. جسارت كارگردان در بهره گيري از عناصري چون نور و موسيقي خوب بود ولي مشكل اصلي ناهماهنگي بين اجزاي كار بود. در برخي از لحظات واقعا فكر كردم كارگرداني وجود ندارد. اگر بخواهم صربحتر بگويم ، در صورت عدم حضور بازيگران خوبي چون فخر موسوي ، خورشيدنام و ملازينلي ، تماشاي اين نمايش از دقيقه دهم غيرممكن بود. نكته جالب اينكه براي برخي تماشاگران مثلا اينكه لباس بازيگر زن چقدر قشنگ دوخته شده است مهم بود ، نه بازي او. اين روحيات زنانه هم حد و مرز نمي شناسد. خلاصه اينكه بوي تلخ بهشت يك ايده خلاقانه با كارگرداني ضعيف بود. بازي خورشيدنام خوب بود. خيلي شبيه قابيل شده بود. ملازينلي خيلي شبيه هابيل نبود. تلاش مي كرد ولي گاه توي ذوق مي زد. از مرتضي فخر موسوي بيش از اين انتظار داشتم. فخر بازيگر توانائي است ولي در بوي تلخ بهشت ، نقشش، دست و پاي او را بسته بود. بازيگران زن جملگي بد بودند. صداهاي ناخوشايند و نامتناسب و عدم تحرك كافي ، بود و نبود آنها را در برخي دقايق يكسان كرده بود. راستي! پس از مدتها در يزد يك بروشور خوب هم ديدم . هرچند نگاه طراح بروشور سينمائي بود ولي در مجموع كار خوبي بود. بوي تلخ بهشت هم در مجموع قابل قبول بود ،بويژه با توجه به گفته هاي فخر موسوي درباره مشكلات كار و نبود امكانات. امشب ساعت ۱۹هم كار سعيد شهريار به اجرا در مي آيد. شهريار معمولا كارهاي خوبي ارائه مي دهد.
وبلاگ باران خبر داده است که مدیریت سایت اندیشه یزد که کارمند ستاد فرمان امام بوده بدلیل اختلاف نظر با رئیس این نهاد ،از آن نهاد اخراج گردیده . انديشه از جمله سايت هاي خبري استان بود كه عملكرد خوبي داشت. واقعا جاي تاسف است كه مدير يك نهاد بدليل فعاليت هاي فرهنگي و حتي سياسي يك كارمند او را از اداره اخراج كند. حتي اگر اين فعاليت ها باعث تحت تاثير قرار گرفتن فعاليت هاي كاري و اداري كارمند شده باشد ، بازهم نبايد با برخوردهايي چنين تند روبرو شود. اميدوارم مسئولان ستاد در تصميمشان تجديدنظر كنند. در غير اينصورت البته بايد وبلاگ نويسان به پديدهائي چنين واكنش بيشتري نشان دهند و از دوستان خود حمايت كنند.
يزد نيوز در خبري آورده است كه چند تن از مدیران حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی يکي از استانهاي کویری کشور به جرم اخاذی و ارتباط با چند پرونده مهم گروگانگیری از افراد ثروتمند منطقه توسط نیروی انتظامی و يک نهاد امنيتي دستگیر شدند. آنها با طعمه قرار دادن یک زن روسپی و ارتباط آن با مدیران شرکتهاي ثروتمند، با حکم جعلی قاضی کشیک آنها را به صورت صوری دستگیر و سپس در قبال دریافت مبالغ کلان آنها را آزاد می کردند. گفته می شود این افراد در جریان برخی از گروگانگیری معروف از افراد ثروتمند در سالهای گذشته در اين استان دست داشته و با آنها همکاری داشته اند. سال گذشته نیز رییس پلیس 110 اين استان در يک خانه فساد دستگیر و از کار برکنار شد. يزد نيوز البته ذكر نكرده است كه اين استان كويري كدام استان است. نكته جالب اينكه سايت فردا نيوز كه نخستين بار اين خبر را منتشر كرد ابتدا از يك استان مركزي استفاده كرده بود ولي بعد اين عنوان به يك استان كويري تغيير پيدا كرد. خوب! جمله آخر درباره رئيس پليس ۱۱۰ و شايعات قبلي ، بدجوري ذهن ها را متوجه يزد مي كند. شايد هم درست نباشد.
ديروز دكتر پاكنژاد ، نماينده يزد در مجلس هفتم، لطف كردند و با محل كار من تماس گرفتند . خيلي برايم عجيب بود. والبته خوشحال كننده. دكتر پاكنژاد شنيده بود كه نشريه تحت فشار و در آستانه تعطيلي قرار دارد و از اين موضوع نگران شده بود. درباره وضعيت نشريه و اتفاقات پس از مطالب روزهاي اخير توضيح دادم. حرفهاي زيادي براي گفتن داشتند. يكي از مهمترين درددلهايشان اما اين بود كه از تجربه و اعتبارشان در سطح استان نمي توانند به خوبي استفاده كنند و به عبارت ديگر ، نمي گذارند. ربطي به تغيير مديريت استان نداشت. بلكه مي گفتند هميشه اينطور بوده و شخصيت هاي سياسي و اجرائي استان يزد آنگونه كه در كشور احترام و نفوذ دارند، در يزد مورد توجه قرار نمي گيرند. دراين رابطه من هم چند مورد ديده ام كه وقتي يزدي ها از استان خود به تهران و يا شهر ديگر مي روند بجاي اينكه برنامه ريزي شود تا از پتانسيل تازه و موقعيت آنها استفاده شود ، عليه اشان بازار شايعه و دروغ رونق مي گيرد. در هر صورت از اينكه يك شخصيت سياسي با تجربه دغدغه جدي درباره مطبوعات محلي دارند خيلي خوشحال و اميدوار شدم. قرار شد در هفته آينده كه دكتر به يزد مي آيند ، در گفتگويي مفصل نظراتشان را درباره مسائل اجتماعي و سياسي جويا شويم.
دو روز پیش همراه با دوستان دو ساعتی با مهندس کلانتری بودیم. دکتر جلالی هم دراینباره بویژه بازدید از موسسه مهر طلبان مطلبی با عنوان صبحي با مهندس كلانتري نوشته است. اما نکته ای که مهندس کلانتری بدان اشاره کرد و برایم جالب بود ، توصيه به سازماندهي فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي جوانان بويژه در بخش غير دولتي بود . عقيده داشت كه اگر هم شرايط سخت شده باشد با نق زدن نمي شود كاري كرد بلكه بايد از اشتباهات گذشته درس گرفت . تجديد نيرو كرد و پخته تر از گذشته به تربيت نيرو و گسترش فرهنگ كار جمعي كمك كرد. البته فكر مي كنم اينكه شرايط سخت تر شده را شخصا قبول نداشت ولي براي اين شرايط چنين توصيه اي داشت. به نظر من توصيه بسيار مهمي است و به قول مهندس كلانتري الان فضا براي بخش غير دولتي در زمينه فعاليت هاي اجتماعي مي تواند بهتر و مثمر ثمرتر از قبل باشد. اين نيز درست است. ميل به فعاليت در سال هاي قبل يا براي كسب قدرت بود يا براي بقاي قدرت . شايد اكنون بدون دغدغه قدرت بشود كارهاي بهتري براي بهبود وضعيت اجتماعي انجام داد. همين انگيزه را البته در ذهن مديراني چون كلانتري بايد تقويت كرد تا با ورود به اين عرصه و حمايت از جوانان ، به موثرتر شدن اين گام ها كمك كنند.
