تبليغاتX
ایساتیس

ایساتیس

خبری - تحلیلی

مرد نالان به دیگران توضیح می داد که دامادش ۳۰ میلیون کلاهبرداری کرده است و او را بازخواست می کنند. زن شوهرش دو سال در زندان بود و اکنون پی سند برای آزادی اش بود. کودک هشت ماهه اش بی تاب بود. پسرک به جرم اخاذی آمده بود. نگاه حسرت بار مرد معتاد ، در و ديوار را مي كاويد و چشمان مضطرب دختر كوچكش ،‌ قامت خميده پدر را ديد مي زد. پيرمرد مي گفت كه در ۷۴ سال گذشته نه مي فهميده كه جريمه چي بوده و نه دادگاه كجا ، اما حالا يك پسره بي حيا ، دستمزدش را نداده و تهمت هم زده ؛ رنگ از رخسار همه پريده ، نمايشگاهي است اينجا . نمايشي از فقر ، جنايت و خيانت. نمايشگاهي از آن روي سكه.... برگه اي روبرويم خودنمايي مي كند. بايد دفاعيه بنويسم. اتهام روشن است. توهين به مقدسات و رئيس جمهور . چندتاي ديگر هم وجود دارد. دوستاني نصحيت كرده اند كه استراتژي " غلط كردم " مفيدتر است. دوستي ديگر مي گفت اكنون هزينه دادن يعني قرباني دوسويه شدن. دوستي ديگر سكوت را مصلحت مي دانست. هرچه باشد جمعند و مي گويند عقل جمع برتر از فرد..... حس مي كنم " واقعيت " با همه زورش ، تن لش خود را روي نعش " حقيقت " مي اندازد .... مي نويسم.... از خودم خجالت مي كشم..... احساس تلخي است. وثيقه تعيين شده تهيه و پذيرفته مي شود .... بيست ميليون تومان.... طعم گس آزاد بودن را دوباره مزمزه مي كنم.

پي نوشت : نگاه انساني و اخلاقي بازپرس پرونده و كوشش مديرمسئول روزنامه ، حتما شايسته قدرداني است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 16  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

فردی به نام نجفی ، كه گفته مي شود همه كاره دفتر دكتر ابوالقاسم عاصي، استاندار يزد است ، چندي پيش با حضور در محل كار سابق خويش ( سازمان همياري شهرداري هاي استان يزد ) به تعبير خودش يك اقدام انقلابي انجام مي دهد. وي در اتاق يكي از كارمندان با مشاهده عكس سيد محمد خاتمي كه به ديوار نصب شده بود ، ضمن كندن عكس، آن را پاره پاره مي كند تا عمق عقده و البته پايبندي خويش به اصول اخلاقي را به نمايش گذارد. جا دارد به استاندار يزد كه دكترين خود را " احياي دارالعباده" اعلام كرده است ، گفت : چراغي كه به خانه رواست ،‌ به مسجد حرام است.

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 15  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

سه چهار روز مانده به عید . سه چهار روزي كه نيمه تعطيل است. در اين وضعيت معلق براي رهايي دو زن ، ۲۰۰ ميليون تومان گرو خواسته شده است. جرمشان چه بوده است؟ حقوقشان را فرياد زده اند. چه جرم سنگيني. راستي كه آزادي اين روزها چه گرانبها شده است ...

پی نوشت : نمی دانم ! شاید آن دو زن از رنجی که امثال اين دو زن کشیده اند ، در رنج بوده اند كه فرياد برآورده اند...

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 1  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

دوباره اس ام اس ها روانه شده اند تا خبر دهند که شبکه دو برنامه ای ترتیب داده و برای تعیین نام سال آینده نظر خواهی می کند. محتوی اس ام اس ها حمایت از این ایده است که سال آینده به نام کوروش نامیده شود. اجابتش محال است و اساسا با نامگذاری برای سال های مختلف مخالف هستم ولی به یک دلیل مهم می شود این پیشنهاد را مقبول دانست. در سالی که گذشت، طرح نظراتي كه بوي انكار هولوكاست مي داد و يا چنين تعبيري داشت ، سبب شد آسيب هاي بسياري به منافع و حيثيت عمومي ملت وارد آيد . كوروش اما شخصيتي است جهاني و از قضا مورد احترام يهوديان . چه كه در روزي خاص ، رو به ايران مي كنند و به روح اين پادشاه اداي اين احترام مي كنند. اين نامگذاري شايد بتواند آب رفته را به جوي برگرداند و خواست و احترام ملت ايران به ساير ملل و پيروان ديگر اديان را نشان دهد. پس دوباره send to all .

پی نوشت:  اين تلاش فرهنگي مي تواند پادزهري براي حركت هايي چون فيلم ۳۰۰ هم تلقي گردد.

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 18  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

دیشب چشمم به جمال احمدی نژاد روشن شد. در دیدار او با نخبگان استان. روز نخست سفرش به یزد کلی حادثه داشت. استقبال ضعیف  مردم يزد ، لغو سفرش به دو شهرستان كه سبب درگيري شديد در يكي از شهرستان ها شد ، سوتي هاي مقامات محلي - مثلا امام جمعه مهريز گفته بود مردم ما زجر كشيده و عقب مانده اند و يا نماينده همان شهر با اشاره به جمعيت حاضر در سخنراني رئيس جمهور گفته بود اينها همه بيكارند - ، اعتراض شديد ايثارگران و خانواده هاي شهدا در سخنراني وي - البته به مقامات ذيرربط - و امثالهم. ديشب هم يك دانشجوي بسيجي با اعتراض و تقريبا زوركي وقت گرفت و در حين سخنانش علاوه بر اينكه كلي عليه اصلاح طلبان حرف زد ، به نحو توهين آميزي درباره زرتشتيان صحبت كرد. صحبت هاي او باعث شد كه ميهمانان زرتشتي مراسم را ترك كنند و كلي حاشيه درست شود. البته احمدي نژاد در سخنراني اش خيلي ماهرانه موضوع را جمع و جور كرد و از مقام زرتشت ستايش كرد. همه هم او را تشويق كردند. ناگفته نماند كه رئيس جمهور بسياري از حرف هاي دانشجوي بسيجي را دغدغه خودش دانست و گفت كه اين موضوعات را دنبال مي كند. صحبت هاي احمدي نژاد در اين نشست هم تكراري بود ولي انصافا او سخنران خوبي است و مهارت بالايي در جلب نظر ديگران دارد. گويا استاندار يزد به شوخي با احمدي نژاد گفته است كه وضع امنيت در يزد آنقدر خوب شده كه قرار است پاسگاه هاي انتظامي را تعطيل كنيم. اميد كه استاندار همه گزارش ها را شوخي شوخي تقديم نكند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 5  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

احمدی نژاد در یزد است. سخنانش در ورزشگاه شهید نصیری تکراری بود. البته بر خلاف انتظار استقبال چنداني از ايشان نشد. در ورزشگاه شهيد نصيري حدود ده و حداكثر پانزده هزار نفر براي ديدن رئيس جمهور رفته و يا آورده شده بودند. در خيابان ها هم خبري از احساسات پوپوليستي نبود. تعابير سياسي نكنيد ، حال و هواي ورزشگاه شهيد نصيري ، مثل روزهايي بود كه شهيد قندي پشت سر هم مي باخت. رئيس جمهور در نخستين ديدارش با مردم يزد ، درباره انرژی هسته ای ، شوراي امنيت - البته خيلي محتاط تر از قبل سخن مي گفت - و همچنين عليه ليبراليسم و دموكراسي. چيزهاي تازه اي هم درباره كشورهاي آمريكاي لاتين و جنوبي گفت كه حقيقتا بديع و تعجب آور بود. بگذريم! صبح به علت اينكه درگير دادگاه بودم ، نتوانستم به ورزشگاه بروم. بيش از نيمي از اتهاماتم به انتقاداتي كه از رئيس جمهور كرده ام ، بر مي گردد. به عنوان يك دغدغه ذهني ، دوست داشتم از او بپرسم كه چرا وقتي مي توانند از دولت شيطاني آمريكا ويزا بگيرند - و يا چنين انتظاري دارند - و در قلب اين كشور ، شديدترين انتقادات را عليه سياست هاي و برنامه هاي آنها ابراز كنند ، چگونه به عنوان يك شهروند در شهر دارالعباده، به علت انتقاد از او و يا سياست هاي نظام بايد مرتب به دادگاه بروم و پاسخ بدهم كه چي بود و چي نبود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 11  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

۱- قرار است فردا احمدی نژاد در بیست و ششمین سفر خود به دیار خاتمی بیاید. دیروز و امروز صبح تمام اكثر های استانی و ملی را بررسی کردم، درباره سفر و يا احتمال سفر چيزي نبود كه نبود. احتمالا فردا ساعت ده صبح تيتر مي زنند كه هواپيماي حامل رئيس جمهور و همراهان، يك ساعت پيش به طور غيرمنتظره در میدان امیرچخماق یزد به زمین نشست!. البته ديشب شبكه استاني از قول استاندار يزد خبر داد كه رئيس جمهور مي آيد و برنامه ها را تشريح كرد. عاصي قبلا مي گفت دو هفته زودتر به استاندار خبر مي دهند ولي نحوه اعلام كردنش نشان مي داد كه هنوز هم ترديد دارد. از داستان بي توجهي او به رسانه ها بگذريم - كه مي توانست كنفرانس مطبوعاتي بگذارد و درباره مصوبات و برنامه ها به طور كامل سخن بگويد - اين اطلاع رساني و اينگونه سفر كردن ، آدم را ياد برخي خبرهاي سيما مي اندازد كه مثلا با لحني انتقادآميز و با كنايه خبر مي دهد : رايس ، وزير امور خارجه آمريكا ، عصر ديروز به طور غيرمنتظره وارد فرودگاه بغداد شد. حالا اونجا جنگ است و رايس از ترس جانش ، يواشكي وارد مي شود ، در يزد و امثالهم چه خبر است كه سفرها دقيقه نود اعلام يا لغو مي شود ؟ الله اعلم.

2- امشب چهارشنبه سوري است. يعني بعد ازمدت ها فرصتي براي شادي پيدا مي شود. از اين شب ها در مملكت عزيز ما ، كم پيدا مي شود ، خيلي كم. لطفا خرابش نكنيد. ترقه بازي هم رسم و رسوم دارد. كاش اين حكومت محترم هم خيلي لج نمي كرد و  دستي بر آتش مي آورد. جايگاهي فراهم مي كرد و خودش هم فشفشه بازي راه مي انداخت. به نفعش هست ، هم به نفع خودش و هم به نفع مردم. البته اين نكات نغز درباره وضعيت و بايد و نبايد هاي مملكت داري خيلي مبهم و كليدي هستند و فقط نوابغي چون من مي فهمند كه چه چيزي خوب است و چه چيزي بد ، به همين جهت خيلي به دولت و دولتي ها خرده نگيريد. همه كه نابغه نيستند؛ احمدي نژاد هم گفت كه نخبه است نه نابغه. راستي! خوانديد ديروز خاتمي گفته كه متاسفانه در دنياي سياست ، دروغ يك اصل است. اصول ديگري هم دارد ، لجبازي و .....

3- اين فيلم سيصد هم داستاني شده است. نياكان ايرانيان را وحشي جلوه داده اند. جهانيان هم با حرص و ولع در حال تماشا هستند. مدتي است برخي مرتب تكرار مي كنند كه در اثر تلاش هاي آنان، موج بيداري ملل جهان را فرا گرفته است. احتمالا منظورشان همين موج ها بوده است. البته در اين چند روزي كه وبلاگ ها و سايت ها خودشان را براي امضا جمع كردن ، جر داده اند و بمب گوگلي در كرده اند؛‌ صدا وسيما كار خاصي نكرده است. نمي دانم اگر نتيجه بگيريم كه شايد به اعتقاد ضرغامي و دوستان ، داستان همين بوده و مثلا اسلام آمده و ايراني ها را ادب كرده ، به كسي بر مي خورد؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 6  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

ديروز براي اداي وظيفه و بهتر دانستن به خانم عباسقلي زاده زنگ زدم. مديركل سابق امور اجتماعي استانداري ، كه با آمدن دولت نهم استعفا داد و اتفاقا هنوز كسي روي صندلي اش ننشسته است. به او و دوستانش برنخورد ، يك شباهت مهم با خانم فاطمه رجبي دارد. اين را با استناد به حرف احمدي نژاد مي گويم كه درباره فاطمه رجبي گفت : " حالا يك خانمي آمده و مردانگي كرده " و همچنين با استناد به اينكه با بر آمدن آفتاب دولت احمدي نژاد ، عباسقلي زاده تنها مدير = زني بود كه مردانگي كرد و گفت فكرم و راهم با اين دولت نمي خواند و عطايش را به لقايش بخشيد. خيلي از دوم خردادي هاي پشت پرده و روي پرده ، هنوز دو دستي صندلي را چسبيده و در صورت نياز از پاچه خواري هم فرو گذار نيستند. بگذريم! خانم عباسقلي زاده اين روزها ناخوش احوال است. خواهرش كه از فعالان جنبش زنان است ، چند روزي است به بند ۲۰۹ اوين گرفتار آمده و گويا فعلا هم خبري از آزادي او نيست. اميدوار بود كه امروز فردا ، خبر تازه اي از خواهرش كسب كنند و نگراني ها كمتر شود. من هم اميدوارم. خواستم بگويم چرا در اين ايام مثلا شاخه زنان جبهه مشاركت يزد ، بيانيه اي نداد و اعتراضي نكرد ، يادم آمد كه كورسوي فعاليت شاخه مردان اين حزب در يزد هم در بسياري از مواقع به تلاش زناني چون عباسقلي زاده وابسته است. روزگار غريبي است نازنين.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 1  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

sms ها پياپي و تكراري شده اند: به دوستان بگوئيد براي انتخاب مرد سال كه اخبار شبكه 3 از طريق sms برگزار كرده ، اسم خاتمي را به شماره 10002200  بفرستند. ايده جالبي است و از جنس كارهايي كه از صدا و سيما بعيد بود ولي فعلا از تو كيسه ضرغامي همه چيز بيرون مياد. البته خيلي جاها مشحصه كه محبوب ترين چهره سال – كه اينجا به دلايل معلوم مرد سال ناميده شده است – انتخاب مي شود يا منفورترين. فكر مي كنم منظور محبوبترين چهره سال است . بالاخره ضرغامي و دوستان ، جرات برگزاري مسابقه منفورترين چهره سال را ندارند و اگر هم داشته باشند ، بعيد است كه نتايج واقعي اش منتشر شود.

اما در باب اين مسابقه: فكر مي كنم براي اصلاح طلبان و مخالفان احمدي نژاد فرصت خوبي براي بازسازي رواني –حيثيتي پيش آمده باشد. انتخاب خاتمي پيام خيلي مهمي خواهد داشت. فرصت هم مناسب است. چون اصولگرايان مثلا براي انتخاب بين آيت الله خامنه اي و احمدي نژاد كار سختي پيش رو دارند. نكته دوم اينكه بايد فعلا از پشت خط مقدم ، عمليات send to all با قدرت تمام ادامه يابد. البته يك خطر هم وجود دارد. اینكه برخي به چهره هاي غيرسياسي مانند رضا زاده ، شهرام جزايري و .... راي دهند. اگر به صدا و سيما فشار آورده شود كه مرحله اي آرا را اعلام كند ، جهت گيري كلي آرا اعلام مي شود و از اين راي هاي انحرافي جلوگيري مي شود .

تبصره 1: محض  اعلام سليقه، چهره سياسي برتر امسال را از نظر خودم اعلام مي كنم:

1-      سيد محمد خاتمي : او پرستيژ خودش را حفظ كرد؛ آنهم در سطح اول بين المللي. معمولا روساي جمهور بعد از فراغت ، به كارهاي حاشيه اي رو مي آورند و يا به حاشيه رانده مي شوند.

2-      اكبر هاشمي رفسنجاني : او پرستيژ خود را بدست آورد. در دنياي سياست كار خيلي مشكلي است كه پس از هر زمين خوردن بپا خواست. ناطق نوري را ببنيد. بي جهت نيست كه به هاشمي ، لقب آسانسور داده اند.

3-      آيت الله خامنه اي : ایشان از پرستيژ ويژه خود به نحو بي سابقه اي براي حمايت از دولت نهم استفاده كردند. به نظرم احمدي نژاد قدر اين حمايت را ندانست.

4-      محمود احمدي نژاد : پرستيژ خاص او سبب شد بيشترين توجه جهان به ايران جلب شود؛ حتي بيش از دوران خاتمي. با اين تفاوت كه در دوره خاتمي توجه با رويكرد مثبت بود و در دوره احمدي نژاد ، توجه با رويكرد منفي صورت گرفت.

5-      علي لاريجاني : او در زندگي اش دو باخت مهم ثبت كرد. باخت در انتخابات و ناكامي در پرونده هسته اي . او هر دو بار را به محمود احمدي نژاد باخت.

6-      آيت الله علي مشكيني : اينكه با وضعيت بيمارش در انتخابات خبرگان حاضر شد و بعد هم كانديداي رياست مجلس خبرگان شد تا پروژه رياست هاشمي رفسنجاني بر مجلس خبرگان به انتها نرسد ، كار مهمي كرد. ارزش كار او را بعدها خواهيد فهميد.

7-      آيت الله هاشمي شاهرودي : او هم برنده نبود. فراموش نكنيد ، اگر به آينده فكر كنيم او از احمدي نژاد خيلي مهم تر است. رئيس قوه قضا ، روزهاي پاياني سال ضربه سختي از ناحيه شهرام خان جزايري خورد.

8-      محمدباقر قاليباف : اينكه توانست بافت شكننده شورا را به نفع خودش نگه دارد و در انتخابات هم هوادارانش را به شوراي شهر تهران بفرستد ، به يقين كار مهمي كرد.

تبصره 2: اگر خواستيد به غير سياسي ها هم راي بدهيد ، جان من رضا زاده را انتخاب نكنيد. يه جورايي قهرمان حكومتي شده است. آدم رو ياد تختي نميندازه. اين روزا هم كه روي بيلبردهاي بانك ملت مي بينمش ، احساس بدتري دارم. يه جور دورنگي از جنس ايراني . دوست داشتم او قهرمان مردم بمونه ، ولي فكر نمي كنم .

تبصره 3 : send to all را فراموش نكنيد. خاتمي را هم.

تبصره 4: انتخاب شهرام جزايري هم پيام ويژه اي دارد. تحليل اش با خودتان.   

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 1  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

از چند روز قبل هياهويي بپاست. به بهانه امروز (روز جهاني زن)، گروهي از زنان تجمعي داشتند. ۴۰ نفر دستگير شدند. تا صبح امروز جزء سه نفر، بقيه آزاد شدند. ماجرا در ابعاد بين المللي خيلي مورد توجه قرار گرفته است. چه متن ماجرا و چه حاشيه هايش. مثلا مطمئن هستم اين بيانيه را امروز بسياري از رسانه هاي جهان مورد توجه قرار خواهند داد. در داخل اما چه؟ متاسفانه باز هم كسي بويژه زنان ايراني صداي زنان پيشروي ايراني را نشنيده است. حتي وبلاگ نويسان هم اهتمام چنداني نداشتند ، همجنس و ناهمجنس. بايد براي اين نقص ها راهي جست و گرنه اين جنس كوشش ها بيهوده است. گويي مركزنشينان اين ديار - در هر حوزه اي - كه داعيه راهبري اصلاحات و امثالهم دارند، از آنچه گذشت ، عبرت نگرفته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 7  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

مدت مدیدی است که به سبب طرح شکایتی درباره مطالب این وبلاگ ، گذرم به دادگاه افتاده است. اتهامم انگار مشابه ديگران است. توهين به برخي و زيرسوال بردن چيزهايي. تفهيم اتهام نشده ام. بازپرس پرونده ام البته بيش از آنچه تصور مي كردم ، منطقي و خيرخواه است. ولي با اينهمه براي بازداشت نشدن نياز به سند ملكي دارم. خيلي زياد و سنگين نيست ولي شهرام جزايري كه نيستم يا آقازاده واعظ طبسي. همين رقم هاي اندك سي چهل ميليون توماني هم براي يك روزنامه نگار معمولي كمرشكن است. نمي دانم چرا اينهم را اينجا نوشتم.... آهان! گفتم شايد مثلا شهرام جزايري - از خوش‌شانسي ما- اين وبلاگ را ببيند و اين پست را بخواند و سفره كرمش گسترده شود.... مي بينيد چه آرزوهاي قشنگي دارند اين جماعت روزنومه چي....

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 8  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

قرار است در اینجا درباره ارتباطات و روزنامه نگاری بنویسم. به عبارت دیگر یاد بگیرم. سخت است ولی تلاش و تمرین می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 22  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

شمردم. ۲۵۵ کتاب نخوانده و نیمه خوانده دارم. فكر كردم ديدم عضو هيچ كتابخانه اي نيستم. بيشتر فكركردم. يادم آمد كه كتابخانه ها كه هيچ ، كتابفروشي هاي يزد حدود ده درصد كتاب هاي منتشره كشور را دربر مي گيرند. مي دانيد كه كتاب هاي منتشره در ايران ، شايد يك ده هزارم كتاب هاي منتشره در جهان را شامل نشوند. كتاب جلوي چشمم را ورق زدم. بيست سال پيش نوشته شده بود. چهار سال پيش ترجمه شده بود. دو سال پيش منتشر شده بود و امسال در يزد به فروش رسيده است. اينهمه شكاف و دوري از آنچه مي گذرد. منتشر مي شود. ترجمه مي شود و نمي شود، عجيب است! نه ؟! البته احساس تنهايي نمي كنم. دور و نزديك بسياري را مي شناسم كه وضعشان از من وخيم تر است. واقعا چه انسان هاي بزرگي هستيم. به دوش كشيدن اينهمه "ندانستن "، - محترمانه نوشتم - هنر كمي نيست.... كتاب را مي بندم. وبلاگ نويسي مهم تر است. روزنامه خواندن هم.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 12  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

امروز جامعه اسلامی دانشجویان در دانشگاه آزاد یزد نشستی گذاشته بود برای نقد فیلم اخراجی های ده نمکی . گفته شده بود ده نمکی و بادامچیان برای نقد می آیند. هر چه فکر کردم بادامچیان چه ربطی به نقد فیلم دارد ، چيزي دستگيرم نشد ولي در هر صورت او هم ايراني است و در هر رشته صاحب نظر. اندكي از شروع مراسم گذشته بود كه اعلام شد ده نمكي بدقولي كرده است و نيامده ، هياهويي درگرفت و جناب بادامچيان هم با لهجه و لحن اخلاقي توصيه كرد كه چون ده نمكي غايب است كسي عليه او حرف نزند. بعد هم شروع كرد يك ساعت عليه اصلاح طلبان حرف زدن. طرح سوالات توهين آميز عليه پيامبر را يك حادثه دانست. گفت كه آمريكا ناتوان از جنگ است و ما در ضربه دوم سرويسش مي‌كنيم و وزير امور خارجه امارات در سفر اخير به خانم رايس گفته ول كن بابا! دست از سر ما وردار. ( البته از اول گفت كه دكتراي روابط بين الملل دارد و گرنه نمي فهميدم كه اينقدر خوب از سياست بين اللملل و ادبيات اين رشته مي فهمد) . از فيلتر شدن بازتاب دفاع كرد و گفت پول روزنامه شرق از آمريكا تامين مي شده و تعطيلي حقش بوده . عليه مهاجراني و عبدالله نوري هم حرف زد. بر ضد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم سخن راند و خداحافظي كرد و رفت. از مجموع سخنان بادامچيان و جلسه امروز ، چند نتيجه ساده گرفتم: اول اينكه رده بالاهاي حزب موتلفه چه درك عميقي از سياست بين الملل دارند. دوم اينكه برخي متشرعين چقدر از دايره عدل و انصاف و اخلاق دور هستند. سوم اينكه براي سخنراني در سطح بالا ، طفره رفتن، ‌مغلطه كردن و متلك پراندن لوازم مهمي هستند. چهارم اينكه اين آقا اگر مي خواست فيلم نقد كند ، چه مي گفت. خدا را شكر كه ده نمكي نيامد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 17  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

حاكميت دوگانه را كه يادتان هست. موضوعي كه سعيد حجاريان بابتش حنجره پاره كرد. اين دوگانگي اكنون به نظر مي رسد چندگانه تر شده است. مثلا در رده هاي بالا و مياني حاكميت و همچنين حاشيه حكومت - در همه حوزه ها - دستگاه هايي كه خود را وابسته به رهبري مي دانند، منصوبان احمدي نژاد ، هواداران هاشمي ، معدود حاميان خاتمي ، وابستگان قاليباف ، عوامل موتلفه ، حاميان مصباح و ... ، هر يك در گوشه اي از حكومت و دولت حضور دارند و به پيشبرد سياست هاي خويش مشغول هستند. اغلب هم سازها ناهمنوا و متضاد جلوه مي كنند. چه در سطح كلان و چه در سطح خرد. شما مثلا در پرونده هسته اي مواضع احمدي نژاد ،‌ لاريجاني ، ولايتي ، هاشمي ، خزعلي و خاتمي را مقايسه كنيد. حتي در موضوعي مانند بودجه متروي تهران ببينيد اين تضادها چقدر پيامد سوء دارد. نمي دانم چه مي شود كرد ولي مي دانم كه در چنين وضعيتي كاري نمي شود كرد. همين قدر هم كه آقايان دولت و مملكت را اداره مي كنند، واقعا هنرمندي مي كنند و جاي سپاس دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 10  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

خيلي وقت پيش رئيس جمهور در ديدار با فوتباليست هاي ايران كه راهي جام جهاني بودند ، جمله مهمي گفت كه به نظرم نشانه خوبي براي رفتارشناسي اوست. اينكه به نظرش در بازي فوتبال ۷۰ درصد كار به روحيه بستگي دارد. روحيه داشته باش ، طوري مي شوتي كه طرف نفهمه از كجاش خورده ( نقل به مضمون) . گمانم رئيس جمهور در عرصه سياست بويژه سياست خارجي هم چنين منطقي دارد. حفظ روحيه و موضع تهاجمي عليه رقبا. مرتب هم مي شوته. مثلا كنفرانس هولوكاست يا همين قضيه هسته اي. حالا طرف مي فهمه يا نه ، معلوم نيست. همراهان رئيس جمهور كه رقيب ميگن نفهميده از كجا خورده و گيج دور خودش مي چرخه. البته پاي ما كه وسط نيست ولي بالاخره تيم ايرانه. مگه ميشه نگرانش نبود. براي همين دعا مي كنيم خدا كنه در بازي نهايي ، استاد اسدي  داخل تركيب ايران نباشه يا زودتر تعويض بشه كه ممكنه يهو نفهميم از كجا خورديم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 8  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

 

ممنوعيت در نظام اطلاع رساني ايران ، كاركرد خاصي دارد . مثلا شما اگر واژه ass را در اينترنت جستجو كنيد با اين فرض كه اين واژه سكسي است ، با عبارت مشهور مشترگ گرامي ، دسترسي ممكن نيست، روبرو مي شويد . ولي ديشب در شبكه سوم مجري بخش خبر با خوشحالي تمام از فعاليت هاي ضدبوش يك هنرپيشه انگليسي در شهر لندن مي گفت كه روي شلوارش عبارت"kick my ass " را نوشته بود ، در پياده رو چهار دست و پا راه مي رفت و مردم هم به جاي درخواست شده تيپا مي زدند. البته سعي هم مي شد ass هنرپيشه به وضوح نشان داده شود كه ملت بفهمند چه اقدامات گسترده و مهمي بر عليه بوش در گوشه و كنار جهان در حال انجام است.

+ نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 8  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

زندگی یعنی برجاگذاشتن اثر. ( والتر بنیامین)
+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت 15  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

روزنامک دکتر نوشیروان کیهانی زاده را مرور می کردم . دیدم فردا مصادف با روزی است که سید ضیا یزدی ، رئيس الوزرا شد. او به همراه رضا خان حكم گرفت. نام سيد ضيا در تاريخ معاصر ايران بسيار مهم و محل مناقشه است. اساسا يزدي ها از اين دست چهره بسيار دارند. حائري يزدي ، فرديد و خيلي هاي ديگر در عالم فلسفه و سياست هستند كه خدمات درخشاني داشته اند و يا كارهايشان عواقب سوئي داشته است. حتي در ميان كنوني ها نام هاي بسياري هستند كه كسي آنها را نمي شناسد. مثلا اردشير خدادايان ، كتايون مزداپور ،‌ علي اصغر دادابه ، احمد دهقان و حتي داوري اردكاني. نمي دانم اين چه رازي است كه اين اسم و بسيار ديگر همين كه از يزد رفته اند ، شكوفا شده اند و رشد كرده اند. بسياري از سياستمداران كنوني هم همين هستند. راز برنگشتن خيلي از آنها به يزد هم ريشه در ترس از جاماندن و درگير حاشيه شدن دارند. انگار محيط يزد يك جوري با رشد و توسعه در حوزه فرهنگ و هنر مشكل دارد. بر عكس در حوزه اقتصاد ، يزدي ها هم در يزد سرآمد بوده اند ، همه در ساير مناطق ايران ؛ مثلا مانند جيرفت ، چابهار ، بندرعباس. اين تضادها به گمانم ريشه دار و داراي پيامدهاي نگران كننده اي در آينده هستند و نيازمند بررسي بيشتر.

تبصره : با اين وصف ، امثال من كه به يزد آمده ايم براي كار در حوزه فرهنگ و هنر و يادگرفتن چيزي بيشتر، احتمالا يك تخته كم داريم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 7  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

سال هاي تلخ و شيرين دولت خاتمي يادتان هست. و اين جمله مشهور رئيس دولت که هر نه روز با يک بحران مواجه بوده است. از جمله اين بحران ها ، انتشار گاه به گاه مطالبي در نشريات و يا دانشگاه ها بود که بالافاصله موجي مي آفريد. به عنوان نمونه در موردي از اين بحران ها انتشار مقاله اي در نشريه اي دانشجويي ، چنان موج سازي را در پي داشت که سردار نقدي آن روزها و مسئول مبارزه با مواد مخدر اين روزها ، علني اعلام تکليف و به سزاي عمل رساندن نويسنده کرد. و اگر نهي رهبري نبود ، چه بسا چنين مراحلي هم پيش مي آمد. در واقع با هر تلنگري ، از خطبه هاي نماز جمعه شهري کوچک مانند مهريز و تذکرات حجه السلام برهان تا سخنان رئيس مجلس خبرگان و بيانات آيت الله مشکيني ، پر مي شد از امر و نهي . در روزهاي همزماني مجلس ششم و دولت اصلاحات هم اين تذکرات دوچندان شد . تا جايي که پس از پايان مجلس ششم ، روزي آيت الله جنتي ، دبير شوراي نگهبان با خوشحالي گفت که قبل از اين شنيدن صداي راديو مجلس تنش را به لرزه مي انداخته و اينک راحت شده است. دامنه آن واکنش هاي تکليف محور به اين جاها ختم نمي شد. گاه حوزه هاي علميه تعطيل مي شد. گاه پس از نماز جمعه ، کساني با هويت معلوم و نامعلوم تظاهرات مي کردند. خلاصه ! غائله اي بود و غوغايي.‏غيرخودي تر ها که بدبخت تر بودند. مثلا در دادگاه وافوري که ادعا مي شد در منزل مسعود بهنود - نويسنده مشهور- کشف شده به نمايش گذاشته شد. در کنفرانس برلين زني از منافقين برهنه شد و يوسفي اشکوري به جرم شرکت در اين کنفرانس در نهايت خلع لباس گرديد و بسيار ديگر. اکنون اما نمايندگان اصولگراي مجلس ادعا مي کنند که رئيس سازمان ميراث فرهنگي در مجلس رقص شرکت کرده ، فيلمش هم منتشر مي شود و رئيس از جا تکان نمي خورد . رئيس دولت هم نيازي به توضيح نمي بيند . حتي نامه نمايندگان مجلس هم پاسخي نيافته است. در سوالات آزموني که توسط وزارت آموزش و پرورش دولت نهم منتشر شده است ، 11 سوال که سطحي ترين و سخيف ترين برداشت ها درباره سيره پيامبر اسلام را به ذهن متبادر مي کند ، ارائه مي شود ولي وزير مي گويد که نبايد اين مسائل را عمومي کرد...‏ آقاي جنتي ! راديو را روشن کنيد. راديو مجلس را . حرف هاي تازه اي مي شنويد. حرف هاي که انتظارش را نداشتيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 6  توسط رضاحقیقت نژاد  | 

پس از اقدام انقلابی خانه مطبوعات یزد و صدور بیانیه ای - که حتما به امضای پنج شش وبلاگ نویس رسیده و با چند دیگر مشورت شده است - علیه یک وبلاگ نويس و خبرنگار، جا دارد به عنوان يك خبرنگار از اين وبلاگ نويس گله كنم. برخي كه زمان زاده از آنها به عنوان پدر معنوي نام برده است ، خوره هستند. كه به طور طبيعي نه حق پدري دارند و نه بويي از معنويت برده اند. صدور بيانيه خانه مطبوعات هم مثل اين است كه چند روز مانده به پايان فرصت شوراي امنيت سازمان ملل به ايران و احتمال تلاش هاي محدودكننده تازه آمريكا و دوستانش عليه ايران، شوراي عالي امنيت ملي كشورمان بيانيه اي صادر كنند عليه كساني كه در دو ماه گذشته نوشته بودند گوجه فرنگي گران شده است. اگر از ربط اين مثال چيزي فهميديد به ضرورت ، اهميت و تاثيرگذاري بيانيه خانه مطبوعات استان يزد هم پي خواهيد برد. دست آخر اينكه وجود روحيه انقلابي در بين برادران خانه مطبوعات كه خواستار دخالت دولت و قوه قضائيه و برخورد جدي با وبلاگ نويسان شده است را تبريك مي گويم. ما را بگو كه خوش خيال ، رويا مي بافتيم كه اگر مثلا به خاطر وبلاگ نويسي راهي دادگاه شديم - كه شده ايم - از اين دوستان كمك بجوييم. زهي خيال باطل.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 7  توسط رضاحقیقت نژاد  |