|
خبری - تحلیلی
|
یکی دو روز گذشته وضعیت خودم را برانداز کردم. خیلی وقته که ورزش نکردم. تغذيه بد و ناسالمي دارم.مدت هاست که موسیقی گوش ندادم و فیلم ندیدم. منظورم موسیقی و فیلم درست و حسابیه. کتابی که دو ماه توی کیف مونده ، ۱۸ صفحه اش رو خوندم. وضعيت زبان انگليسي ؛ افتضاح. آشنايي با كامپيوتر و اينترنت؛ بد. پس انداز؛ صفر. مدرك تحصيلي درست و حسابي ندارم. خيلي وقته مسافرت نرفتم.عضو هيچ گروه سياسي و اجتماعي نيستم. پس چه غلطي كردم و مي كنم. نمي دونم!حامد نوشته كه از همه بدش مياد و من از خودم.دارم به اين فكر مي كنم كه براي آدمي مثل من ،حقي براي اظهارنظر در مورد جامعه وجود ندارد.يادم مياد يه وقتي نوشتم وقتي يه شهردار نمي تونه به سر و وضع خودش برسه ، چه انتظاري ميشه داشت كه به سر و وضع شهر برسه.فكر مي كنم اين قضيه در مورد خودم و هر كسي كه مي خواد فعاليت اجتماعي و جمعي بكنه ، صادقه.ديره ! ولي فهميدم كه بايد يه فكر ديگه كرد. به قول قديمي ها ، اينا نون و آب نميشه! نمي دونم.مثل اينكه مريضم. نه خيلي وقته!تازه فهميدم.