|
خبری - تحلیلی
|
در دوران دبیرستان ،یک همكلاسي داشتم که یه خورده حواسش به چاک دهنش نبود. یک روز در حین بازی فوتبال ، بازيكن تيم مقابل خطا كرد. همكلاسي ما برگشت و داد زد كه : فلان فلان شده چرا خطا كردي ؟ داور نزديك آمد و گفت : آقا هتك حرمت در بازي ممنوع است و من هم خطا را گرفته ام . شما هم به دليل توهين و فحاشي يك كارت زرد مي گيري؟ همكلاسي برگشت و گفت : آقاي داور ، ما هتاكي نكرديم. اين فلان فلان شده ، خطا كرد و ما جوابش داديم. حال داستان من و آقاي شوق الشعراء چنين شده است . در نوشته قبلی از امام جمعه يزد گلايه كردم كه چرا بايد اطلاعاتش از وضعیت خبرنگاران استان ، از طریق یک فرد هتاک و بی مسئولیت کسب شود . آقاي شوق الشعرا هم در جوابیه ای كه نوشته اند،براي اينكه اثبات كنند هتاك نيستند و كلي هم با تربيت هستند ، اين الفاظ را در مورد بنده به كار برده اند: با كمال پررويي، سردبير پرمدعاي خاتم، پادوی سفيد،سردبير شهرت طلب و مغرور،رعيت . واقعا كه چقدر بعضي ها هتاك نيستند.