|
خبری - تحلیلی
|
روزنامک دکتر نوشیروان کیهانی زاده را مرور می کردم . دیدم فردا مصادف با روزی است که سید ضیا یزدی ، رئيس الوزرا شد. او به همراه رضا خان حكم گرفت. نام سيد ضيا در تاريخ معاصر ايران بسيار مهم و محل مناقشه است. اساسا يزدي ها از اين دست چهره بسيار دارند. حائري يزدي ، فرديد و خيلي هاي ديگر در عالم فلسفه و سياست هستند كه خدمات درخشاني داشته اند و يا كارهايشان عواقب سوئي داشته است. حتي در ميان كنوني ها نام هاي بسياري هستند كه كسي آنها را نمي شناسد. مثلا اردشير خدادايان ، كتايون مزداپور ، علي اصغر دادابه ، احمد دهقان و حتي داوري اردكاني. نمي دانم اين چه رازي است كه اين اسم و بسيار ديگر همين كه از يزد رفته اند ، شكوفا شده اند و رشد كرده اند. بسياري از سياستمداران كنوني هم همين هستند. راز برنگشتن خيلي از آنها به يزد هم ريشه در ترس از جاماندن و درگير حاشيه شدن دارند. انگار محيط يزد يك جوري با رشد و توسعه در حوزه فرهنگ و هنر مشكل دارد. بر عكس در حوزه اقتصاد ، يزدي ها هم در يزد سرآمد بوده اند ، همه در ساير مناطق ايران ؛ مثلا مانند جيرفت ، چابهار ، بندرعباس. اين تضادها به گمانم ريشه دار و داراي پيامدهاي نگران كننده اي در آينده هستند و نيازمند بررسي بيشتر.
تبصره : با اين وصف ، امثال من كه به يزد آمده ايم براي كار در حوزه فرهنگ و هنر و يادگرفتن چيزي بيشتر، احتمالا يك تخته كم داريم.