|
خبری - تحلیلی
|
امروز ساعت ۴ جلوي سينما ايران رفتم. بالاي در سينما پارچه كوچكي نصب كرده بودند كه فيلم آكواريوم با حضور ايرج قادري نقد و بررسي مي شود. خبري نبود. بيست دقيقه اي ايستادم. ده نفر وارد سينما شدند. دوستي مي گفت چون نتوانسته اند ، تبليغ كنند ، كسي نيامده است. دوست ديگري مي گفت : اسطوره ها مرده اند. راستي ! امروز چيتي هم مرد. براي مرگ او هم نشاني از عزا در شهر نديدم. او هم بزرگ بود. ولي انگار شهر بزرگ تر شده است، خيلي بزرگ!. آنقدر كه رفتن چيتي و يا آمدن ايرج قادري ، ردي از خود در چهره شهر بر جاي نمي گذارد. نه كسي ترمز مي كند ، نه كسي منتظر مي ماند و گاه حتي رو هم بر نمي گردانند كه ببينند چه شده است. مانده ام كه اين خوب است يا بد؟!